شباهت حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع)
1ـ هر دو بزرگوار قبلاً همنامی نداشتهاند.
1ـ هر دو بزرگوار قبلاً همنامی نداشتهاند.
اگرعلی(ع)بعد از ارتحال پیامبر(ص)ازخانه بیرون می آمد، دو راه پیش رو داشت؛
|
شايد تعجب كنيد، اگر بشنويد كه امام علي(ع) را نيز يك يهودي زاده به شهادت رسانده است. |
چنانكه حضرت على -عليه السلام تسليم پيشنهاد عباس مىشد
بنابر نقل مورخان آنچنان بقیع خراب گردید که به تپهای از پاره سنگ و پاره آجر تبدیل شد و از کینه وهابیان به گونهای زیر و رو گشت که به منطقهای زلزلهزده شباهت پیدا کرد.
دكتر احمد مهدوی دامغانی
چندی پيش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلیحضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوات الله عليه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفتوگو بود.
انس بن مالک گوید: پس از درگذشت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ یک نفر یهودی، برای تحقیق درباره اسلام به مدینه آمد، و از مردم خواست که او را به کسیکه بتواند از عهده پاسخ سؤالهای او برآید راهنمائی کنند. مردم، ابوبکر را به او معرفی کردند.
آن مرد پیش ابوبکر آمد و گفت پرسشهائی دارم که جز پیامبر و یا وصی او نمیداند؟
ابوبکر: هر چه میخواهی بپرس.
آن چیست که خدا ندارد؟
آن چیست که نزد خدا نیست؟
و آن چیست که خدا نمیداند؟
ابوبکر عصبانی شد و به وی گفت: این سؤالهای مردم بی دین است، و تصمیم کشتن او را گرفت، سایر مسلمانان حاضر هم کیفر آن مرد را کشتن میدانستند.
ابن عباس که آنجا حاضر بود، گفت: دربارة این مرد، بی انصافی کردید.
ابوبکر: نشنیدی که الآن چه گفت؟
ابن عباس: اگر میتوانید جوابش را بدهید، وگرنه او را ببرید پیش امام علی که تا به او پاسخ دهد، چون من از پیامبر شنیدهام که به علی بن ابیطالب میفرمود: «خدایا دلش را هدایت کن، و زبانش را استوار بدار»
ابوبکر گفت: یا ابا الحسن این یهودی از من مانند زنادقه و بیدینها سؤال میکند.
علی ـ علیهالسّلام ـ رو به یهودی کرد و فرمود: چه میگویی؟
گفت: من سؤالهائی دارم که جز پیامبر یا وصی او، پاسخش را نمیداند.
امام علی(ع): مسائل خود را مطرح کن
یهودی همان مسائل را تکرار کرد.
امام علی(ع): اما آنچه خدا نمیداند، همان چیزی است که شما یهودیها میگوئید عزیر پسرخدا است، خدا نمیداند که فرزند دارد.
و اما آنچه نزد خدا نیست، ستم به بندگان است که نزد او نیست و اما آنچه خدا ندارد، همتا است ، که او بیهمتا است.
یهودی با شنیدن این سخن، شهادتین را بر زبان جاری کرد ومسلمان شد و ابوبکر و حاضرین امیرالمؤمنین علی ـ علیهالسّلام ـ را کاشف الکرب (بر طرف کننده اندوه) لقب دادند.[1]
[1] . الغدیر ج 7ـ ص ۱۷۹۵
|
دانشمند بزرگ و محقّق، نویسنده"الغدیر"، در ابتدای نخستین جلد کتاب جهانی خود، بحثی علمی و جالب زیر عنوان "اهمیّت غدیر در تاریخ" مطرح کرده است که ما خلاصه آن را با بیانی ساده و توضیحی کوتاه در اینجا می آوریم: