آنچه در پي مي آيد توضيحات مفصلي دارد كه در اين نوشته فقط جهت يادآوري و تذكر فقط به اجمال به آنها اشاره شده است:

*حسن وافی

آیا می دانید که: مردی از اهل کوفه پس از صفین با شتر خود وارد دمشق شد. یکی از مردان شام ادعا کرد که این شتر از آن من است که در صفین غارت شده است. سرانجام این منازعه به نزد معاویه کشیده شد. مرد شامی پنجاه شاهد آورد که این شتر از آن من است و معاویه به نفع او حکم نمود. مرد کوفی به معاویه گفت: این شتر نر است و اصلا ماده نیست. معاویه گفت: حکمی است که داده شده است و پس از رفتن مردم دو برابر قیمت شتر را به او داد و در حق او احسان نمود. آنگاه به او گفت به علی(ع) بگو معاویه می گوید: من با صد هزار مرد جنگی که فرقی میان شتر نر و ماده نمی گزارند با تو خواهم جنگید. (مروج الذهب/ج3/ص41)

آیا می دانید که:نگرانی پیامبر اسلام(ص)درباره خلافت و سرنوشت امت اسلامی موجب شده بود تا از یک سو ، بارها به معرفی جایگاه و اهمیت محبت اهل بیت:بپردازد و از آنان باتعابیری چون:«امام»،«ولیّ»،«خلیفه»و «ثقل  جدایی ناپذیر از قرآن» یاد کند و از سویی دیگر، با پیشگویی فتنه‌های قریب الوقوع، به افشاگری جریان‌های خط نفاق و گروه های انحرافی پرداخته، وظایف مردم را در این شرایط بحرانی به روشنی بیان کند.شاید به جرئت بتوان گفت در میان این گروه‌ها، «بنی امیه» مخوف ترین فتنه‌ای بود که چهره واقعی آن پیش از وفات پیامبر(ص) در عالم رؤیا به ایشان نشان داده شد؛ رؤیایی که بعدها به خاطر غفلت مسلمانان، به حقیقت پیوست و جهان اسلام نزدیک به یک قرن گرفتار آن گردید. این، همان فتنه ای بود که امیرمؤمنان(ع) نیز در دوره خلافتش از آن به فتنۀ «کور»،«تاریک» و «فراگیر» ( نهج البلاغه،خطبه 93)

آیا می دانید:با توجه به آیه 40 سوره توبه ؛ دراین آیه، کلمه «اخرجه»با ضمیر مفرد به کار رفته و اخراج در شب لیلة المبت تنها به پیامبر(ص) نسبت داده شده ، از این دانسته می شود که ابوبکر درآن شب تحت تعقیب نبود.

آیامی دانید که : چون بیعت با ابوبکر پایان یافت ، او از بیت المال برای زنان مهاجر و انصار عطایی مقرر نمود . چون سهم یکی از زنان قبیله عدی بن النجار به وسیله زیدبن ثابت فرستاده شد،آن زن پرسید این چیست؟ زید گفت عطایی است که ابوبکر برای زنها مقررنموده است. زن گفت:آیا برای گرفتن دینم به من رشوه می دهید؛به خدا قسم که هرگز آن را نپذیرم وآن را باز گردانید.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحید،ج2/صص51-53)

آیا می دانید که : طبری می‌نویسد: «ابوبکر (در حال احتضار) عثمان را به خلوت خود فرا خواند و از او خواست چنین بنویسد: «بسم الله الرحمن الرحیم. این وصیتی است که ابوبکر به مسلمانان کرده است. اما بعد...»، این سخن را گفت و بیهوش شد. ولی عثمان در این فرصت این جمله را از خود افزود:«من عمر بن خطاب را خلیفه شما قرار دادم و از هیچ خیر و خوبی فروگذار نکردم.» هنگامی که ابوبکر به هوش آمد، گفت: بخوان و او نیز خواند. ابوبکر تکبیر گفت و افزود: «من گمان می‌کنم (اینکه عجله کردی و خلافت را به نام عمر نوشتی، برای این بود که) ترسیدی اگر به هوش نیایم و بمیرم، مردم اختلاف کنند». عثمان گفت: آری، چنین بود. ابوبکر هم در حق او دعا کرد».( تاریخ طبری، ج3/ ص253)از این سخن به خوبی بر می‌آید عثمان که از دودمان بنی امیه بود، لباس خلافت را از پیش برای عمر دوخته بود و اگر به فرض ابوبکر به هوش نمی‌آمد، این وصیت‌نامه به عنوان وصیت نهایی ابوبکر منتشر می‌شد. نتیجه آنکه بنی امیه در مدیریت مسئله خلافت بسیار تأثیر گذار بودند  و هیچ رغبتی برای پایان دادن به تحریم و انزوای سیاسی اهل بیت: از خود نشان نمی‌دادند.

آیامی دانیدکه :به رغم نگرانی‌های پیامبر اسلام(ص) و هشدارها و اعلام خطرهای ایشان به مسلمانان درباره خلافت بنی‌امیه که آنان را بدترین ارباب و حاکمان معرفی کرده بودند، پس از وفات ایشان و در همان آغاز خلافت؛ زمامداران بنی‌امیه به تدریج و با پشتیبانی خلفا به مراکز حساس حکومتی نفوذ کردند و در واقع طی یک برنامه بلند مدت، زمینه برای حاکمیت سیاسی آنان فراهم شد. چنین رخدادی «بزرگ‌ترین اشتباه تاریخی ـ سیاسی» خلفا بود که در دراز مدت، پیامد های زیان‌بار آن ابتدا دامن‌گیر خود آنها گردید.

-آیامی دانیدکه :از رسول خدا(ص) روایت شده آنگاه که معاویه بن ابی سفیان را بر منبر من دیدیدکه خطبه می خواند گردنش را بزنید..(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحید،ج۴/ص۱۲)

آیا می دانید که: معاویه به اندازه ای در میان مردم شام اطاعت می شد که وقتی به سمت صفین برای جنگ با علی(ع)می رفت نماز جمعه را روز چهارشنبه خواند و تمامی لشکریانش به او اقتدا کردند.( .(مروج الذهب/ج3/ص41)

آیا می دانید: سويد بن غفله گويد : در زمان خلافت عثمان با ابوموسي اشعري در كنار فرات بوديم كه ابوموسي گفت : از رسول خدا شنيدم كه ميفرمود : بني اسراييل گرفتار تفرقه و اختلاف شدند ، دو نفر را براي حكميت انتخاب نمودند كه خود حكمين گمراه شده و مردم را گمراه نمودند ، كار امت من نيز بدانجا خواهد كشيد كه دو نفر را به حكميت برگزينند ، ولي آن دو گمراه شده مردم را گمراه ميكنند .
سويد گويد : به ابوموسي گفتم : مبادا تو يكي از آن دو حكم باشي ، ابوموسي با شنيدن اين سخن پيراهن خود را از تنش بيرون آورد و گفت : من از حكميت بيزارم ، و فكر آنرا از سرم بيرون ميكنم همچنانكه از اين پيراهن بيزارم و از تن خود بيرون كردم) . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ،ج 13 /ص 315 .)

آیا می دانید که: عبدالله علی، جماعتی از ثروتمندان ورؤسای شامی را نزد ابوالعباس سفاح فرستاد. آنان نزد ابوالعباس سفاح سوگند یاد کردند که نمی دانستند پیامبر(ص) به جز بنی امیه خویشاوندانی داشته که وارث او باشند.(مروج الذهب/ج3/ص41)

آیا می دانید که: خط سیرخلافت پیامبر(ص)توسط جریان نفاق،از پیش از رحلت ایشان مشخص شده بود ومهره های خلافت از پیش تعیین شده بودند جایگزین عمر از پیش مشخص بود و اوکسی جز معاویه نبود .عثمان تنها پل ارتباط انتقال جکومت از مدینه به شام بود. نصب معاویه در شام ، پس از مرگ برادرش (یزیدبن ابوسفیان)در عصر عمر به سفارش یهود صورت گرفت .از همان زمان هسته اصلی قدرت ،درسکوت به معاویه منتقل شد.(طبقات الکبری،ج4/ص235؛شرح نهج البلاغه،ج1/صص178-175).حضرت علی(ع) فرمودند: می دانم که بعداز آنها عثمان را به خلافت بر می گزینند و...پس از کشته شدن یا مردن او،بنی امیه خلافت را بین خود می گردانند.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج1/ص192؛الغدیرج9/ص88) حضرت با این جمله خط و سیرخلافت که سقیفه آنرا معین کرده بود ، بیان می فرمایند.شاهد دیگرسعدبن عاص از عمر می خواهد که مقداری بر مساحت زمینش بیفزاید تا خانه اش را وسعت دهد.عمرپس از ادای نماز صبح به خانه سعید می رود سعید می گوید:خلیفه با پایش خطی کشید وبر وسعت خانه ام افزود.اما من گفتم :ای امیرالمؤمنین،بیشتر بده که من اهل بیت از کوچک وبزرگ زیادتر شده است.عمرگفت:فعلا همین اندازه تو را کافی است و این راز را نگهدار که پس ازمن کسی به خلات می رسد که جانب خویشاوندی ات را رعایت خواهد کرد ونیازت را بر آورده خواهد کرد.سعیدگوید: مدتها از این موضوع گذشت،دوران خلافت عمر به سرآمد و عثمان از شورای عمر مقام خلافت را به دست گرفت.او از همان ابتدای کار رضایت خاطر مرا جلب کرد وخواسته ام را برآورده ساخت ومرا در حکومت شریک خود ساخت.(طبقات الکبری،ج5/ص31)

شاهد دیگرعمر اعضای شورا را تهدید کرد در صورتی که با هم اختلاف کنند ونتوانند خلیفه تعیین کنند، معاویه بر آنان غلبه کرده وخلافت را به دست خواهد گرفت.( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج1/ص187).

آیا می دانید:جنگهای رده که در زمان خلافت ابوبکر اتفاق افتاد بر خلاف نامی که بر آن گذاشته شده حنگ با مرتدان نبود بلکه نبرد با کسانی بود که خلافت ابوبکر را بر حق نمی دانستند به همین دلیل زکاتشان را پس از پیامبر (ص)به مینه نمی فرستادند.

آیامی دانید: ولیدبن عقبه بن ابی معبط، برادر مادری جناب عثمان معروف به فاسق از طرف عثمان استاندار کوفه بود ودر حال مستی به مسجدآمدونماز صبح را به جای دو رکعت چهار رکعت خواند ودرمحراب نماز شراب قی نمود.مردم انگشترى او را،بدون آنكه وى بفهمد،از انگشتش بيرون كشيده به مدينه آوردند و در نزد عثمان گواهى دادند كه وليد شراب نوشيده است.علی(ع) حد شراب را بر او جاری کرد و فرمود«لا یضیع لله حدّ و انا حاضر»، ( مروج الذهب، ج 2، ص 335؛ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 165).

 آیا می دانید: در جریان شورا شش نفری منتخب عمر برای تعین خلیفه بعدازخود ابن عباس به علی(ع)گفت:خلافت از خاندان ما رفت؛علی(ع)فرمودند: من هم می دانم، لکن با آنها داخل شورامی شوم ؛چون امروز عمر مرا برای خلافت اهل دیده است ولی پیش از این می گفت: پیامبر(ص)فرمود:نبوت وخلافت دریک خانه جمع نمی شود ومن امروز در شورا داخل می شوم تا تناقض بین فعل وقول عمر را برمردم روشن کنم.عمر روزی با این حدیث مجعول پایه های خلافت ابوبکر را مستحکم ساخت به این دلیل که علی(ع) ازخاندان نبوت است ، اوشایسته خلافت نمی دیدوامروز با فعلش ،سخن خود را باطل نمود و دروغ بودن حدیث را افشا نمود .ضمنا اگر حضرت علی(ع)با این عمل ،دروغ بودن حدیث مجعول عمر را روشن نمی ساخت ، ممکن بود بنی امیه در مبارزه با علی(ع)این حدیث را دستاویز خود قرار دهند.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج1/ض189).

 آیا می دانید که: بخشش های عثمان به برخی از دوستانش ازقبیل مروان بن حکم 500000 دینار، عبدالله بن ابی سرح:100000دینار، طلحه:200000دینار، عبدالرحمن بن عوف:2560000دینار، یعلی بن امیه:500000دینار، زیدبن ثابت:100000دینار، خود خلیفه 350000دینار، علاوه بر این:مبلغ126770000 درهم به آل حکم و حارث وسعد و... بذل و بخشش نمود. و کار به جایی رسید که زیدبن ارقم کلیددار بیت المال به عملکرد خلیفه اعتراض کرد و کلیدهای بیت‎المال را باز پس داد.(الغدیر،ج8/ص259؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج1/ص199).علی(ع) درتوصیف غارت بیت المال به دست خلیفه ویارانش می فرمایند:«او وبنی امیه چون شترکه علفهای با طراوت بهاری را با ولع می خورد،مال خدارا با دهان برمی خورند.»(نهج البلاغه ُخطبه3)

آیا می دانید که: رسول گرامی اسلام (ص)ابوذر را درزهد وتدین به عیسی بن مریم(ع) تشبیه کرد و علی(ع) در وصف او فرمود: لبریز از علم بود وعلم از وجودش سرازیر بود.(طبقات الکبری، ج2/ ص354وج4/232).همین ابوذر توسط جناب عثمان به ربذه تبعید شد ودر همان جا به شهادت رسید.

آیا می دانید که:از وقتی که پیامبر(ص) در خواب دید که بنی امیه چون میمون ازمنبرش بالا می روند،هرگز نخندید وپیوسته محزون بود.(تاریخ طبری،ج8/ص185؛شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج9/ص220)پس بنی امیه برترین مهره برای اجرای سیاست سقیفه و از بین مردم دین نبوی هستند.این فرصت برای ابوبکر فراهم نبودکه آنان را به بدنه حکومت تزریق کند؛چون هنوز صحابه زنده هستند وگفتارهای پیامبر(ص) درباره بنی امیه ،هنوز در گوش آنها طنین اندازاست.درعصرعمر وفتح بلاد؛تازه مسلمانان این مناطق از سابقه بنی امیه بی خبر بودند،بنابر این عمر آنها را دراین مناطق به کار گرفتوبه توصیه یهود شام را آل ابوسفیان سپرد.در عصرعثمان ورود آنها به بدنه قدرت وتصدی پستهای کلیدی توسط آنها علنی شدو بنی امیه بر تمام بلاد اسلامی حاکم شدند.  

آیا می دانیدکه:عثمان در زمان خلافت خود حکم بن العاص وپسرش را که به دستور پیامبر به طائف تبعید شده بدند به مدینه باز گرداند واموال وصدقات قضاعه را به اوبخشیدومروان را به دامادی خود گرفت ومشاورومهردار خلیفه شد وحاکم وخلیفه واقعی مروان بود وعثمان،تنها نام خلیفه را داشت. سیاستهای مروان بود که در جامعه اسلامی اجرا می شد؛درحالی که حکم بن العاصو مروان، ملعون به زبان پیامبر(ص)بودند؛بنی امیه به تدریج قدرت گرفتند وبی بند باری را در جامعه ترویج کردند.(تاریخ یعقوبی،ج2/ص164؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج3/ص35).

آیامی دانیدکه:«ابوسفیان در روز بیعت با عثمان گفت: «تلقفوها یا بنی عبد شمس تلقف الکرة! فوالله ما من جنة و لا نار!»؛ ای فرزندان عبد شمس! خلافت را مانند توپ بگیرید و به یکدیگر دهید. به خدا قسم، نه بهشتی هست و نه جهنمی!» و در زمانی دیگر درحالی که نابینا بود پای برقبرحمزه سید الشهداء عموی گرامی پیامبر(ص) که درغزوه احد به شهادت رسیده بود می کوفت ومی گفت:ای ابوعماره(لقب حمزه) مسأله ای که ما دیروزبر سرآن با هم جنگ داشتیم (دین اسلام)امروز به دست کودکان ما افتاده و با آن بازی می کنند.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج16/ص136و،ج15، ص118؛تاریخ طبری، ج8، ص633.) .بنی امیه پیروزی خود را جشن گرفته وبا نام اسلام بر مال ناموس مردم مسلط شده بودند . دین را چنان تغییر داده بودند که عایشه در اختلافات پس از مرگ عثمان اعتراف کرد: او کتاب خدا را آتش زد و سنت پیامبر را ترک گفت.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج6/ص216).

َآیا می دانیدکه: آرزوي معاويه دفن نام مبارک پيامبر(ص) بود.«ابن ابی الحدید به نقل از زبیر بن بکار نوشته است: مطرف بن مغیرة بن شعبة روایت کرده است که به همراهی پدرم نزد معاویه رفتیم، پدرم هرگاه از نزد معاویه بازمی گشت از عقل و هوش معاویه سخن می گفت و از کارهای شگفت آوری که از وی دیده بود، گفتگو می کرد.در یکی از شبها پدرم در حالی به خانه آمد که بسیار اندوهگین به نظر می رسید، و حتی از خوردن غذا خودداری نمود. من مدتی در انتظار ماندم تا پدرم حرفی بزند و پنداشتم درباره خاندان ما حادثه ای رخ داده است.بالاخره از پدرم پرسیدم: چرا اندوهگین هستی؟ وی گفت: امشب از نزد ناپاکترین مردم که از همه کافرتر است بیرون شدم. گفتم: جریان از چه قرار است؟ پدرم گفت: امشب با معاویه خلوت داشتم و به او گفتم: یاامیرالمومنین تو دیگر پیر شده ای و اکنون لازم است راه عدل و داد پیش گیری و به مردم نیکی کنی، چه بهتر نسبت به بنی هاشم عاطفه نشان دهی و از آنان دلجوئی کنی، به خدا سوگند دیگر در دست آنان چیزی باقی نمانده است که تو از آنها خوف داشته باشی، و چنانچه تو نسبت به آنها محبت کنی، ذکر خیری از خود به جای خواهی گذاشت.معاویه گفت: تو بسیار از حقیقت امر به دور افتاده ای، من به کدام ذکر خیر امیدوار باشم که پس از من باقی بماند. یک نفر از تیم (ابوبکر) به خلافت رسید و با مردم هم به خوبی رفتار کرد، و چون از دنیا رفت به دست فراموشی سپرده شد، و تنها نامی از او باقی مانده. و پس از آن مردی از عدی (عمر) به حکومت دست یافت او هم کوششی کرد و خود را به مشقت انداخت، و اکنون پس از ده سال حکومت تنها نامی از او باقی مانده است. همچنین برادرمان عثمان.اما نام ابن ابی کبشه(لقبی که دشمنان پیامبر(ص)به آن حضرت دادند) را هر روز و شب پنج مرتبه با فریاد بلند "اشهد انّ محمّداً رسول الله" اعلام می کنند. آیا دیگر من چه عملی انجام دهم که ذکر من بماند و از من یاد شود. نه، من هرگز به آنها (بنی هاشم) احسان نخواهم کرد.با زنده بودن نام پیامبر هیچ یادی باقی نخواهد ماند. به خدا سوگند چاره ای نیست مگر آنکه نام پیامبر دفن شود. تا هرگز نامی از او برده نشود.»( شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید ؛ج1/ص463.)

آیامی دانیدکه : علی(ع) ، اسلام ظاهری امویان را این گونه به تصویر می‌کشد: « فو الذی فلق الحبة و برأ النسمة ما اسلموا و لکن استسلموا و اسروا الکفر فلما وجدوأ أعوانا اظهروا» به خدایی که دانه را شکافت و پدیده‌ها را آفرید! آنان(بنی امیه) اسلام را نپذیرفتند،بلکه به ظاهر تسلیم شدند و کفر خود را پنهان داشتند و آن گاه که یاورانی یافتند، آن را آشکار کردند».(نهج البلاغه، نامه16)

آیامی دانیدکه:محدثین بزرگ اهل سنت از عبدالله ابن عمر این روایت را درکتب خود نقل کرده اند که پیامبر(ص)درحالی که به خانه همسرخود عایشه اشاره کردند فرمودند:روى ابن حنبل في مسنده بسنده عن ابن عمر قال:«خرج رسول الله صلى الله عليه [وآله] وسلم من بيت عائشة فقال: رأس الكفر من ها هنا من حيث يطلع قرن الشيطان. قال المحقّق شعيب الأرنؤوط: صحيح وهذا إسناد حسن»  أحمد بن حنبل، المسند،ج2، ص23---وروى ابن بردزبه البخاري في صحيحه، تحت "باب ما جاء في بيوت أزواج النبي (ص) وما نسب من البيوت إليهن" بسنده عن نافع عن عبد الله قال: «قام النبيّ صلّى الله عليه [وآله] وسلّم خطيباً فأشار نحو مسكن عائشة فقال: ها هنا الفتنة - ثلاثاً - من حيث يطلع قرن الشيطان» محمّد بن إسماعيل البخاري، صحيح البخاري، ج4، ص46. فتنه اینجاست، فتنه اینجاست؛ فتنه اینجاست،جایی که شاخ شیطان از آنجا بیرون خواه آمد.

 آیامی دانیدکه:علی(ع) می فرمایند اگر قریش نام واسم رسول خدا(ص) را وسیله ای برای رسیدن ریاست وعزت قرارنمی دادند(الائمه ومن قریش)هرکز خدا را پس از رحلت پیامبر(ص)به اندازه یک روز هم عبادت نمی کردند.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،ج20/ص298)

آیا می دانید که: نقل است علی(ع) ابولؤلؤ را بعد از ترورعمر درحال فرار می بیند واز جای خود که در کنار کوچه نشسته بود بر می خیزد و در گوشه ای دیگر می نشیند و ذر پاسخ تعقیب کنندگان می گوید : از زمانی که اینجانشسته ام او را ندیده ام . این سخن بی مدرک و غیر معقول است ونمی توان تصور کرد که علی(ع) بیهوده کنار کوچه نشسته باشد.

آیا میدانیدکه: جناب ابوطالب اسلام خود را اظهار نکرد تا بتواند با حفظ ریاست برقریش، ازپیامبر(ص)حمایت کند به همین دلیل مشرکان ابوطالب را از خود می دانستند وحمایت او را از پیامبر(ص)حمایتی قبیله ای می دانستند.به همین دلیل پس از وفات ابوطالب،انواع آزارها از قریش بر پیامبر(ص)جاری شدکه در دوران حضور وی جرئت برانجام آنها نداشتند.

آیا می دانید که:اگر ابوطالب وپسرش نمی بودند،هرگز دین قامت راست نمی نمود. او در مکه به یاری وحمایت اسلام و پیامبر(ص)برخاست وعلی(ع) در مدینه این مهم را به انجام رسانید. ابوطالب کفالت پیامبر(ص) را بر عهده گرفت ودر راه یاری او از پای ننشست وعلی(ع) این امر را به اتمام رسا نید.  

آیا میدانیدکه:پیامبر(ص)پس از بازگشت ازحجه الوداع اسامه را دررأس سپاهی به منطقه موته اعزام کرد ولی علی رغم تأکید پیامبر(ص)مبنی برحرکت سپاه با حضور تمامی مهاجر وانصار،اما با کار شکنی وامتناع عده ای که پیامبر(ص)آنها را لعن کردند تا ایشان زند ه بودند این سپاه از مدینه خارج نشد؟کسانی می توانند به دستور پیامبر(ص)اعتراض نمایند که صاحبان نفوذ باشند ونیز انگیزه مهمی برای ماندن در مدینه درسر داشته باشند(بحارالانوار،ج28/ص107)

آیا می دانید که:حساس ترین جایی که شرک ویهود،هر دو دریک جا به پیامبر(ص)رسیده بودند ایام توقف پیامبر(ص) درغار ثور بود واگرنصرت الهی نبود شهادت ایشان قطعی بود.بنابر این خداوند متعال یاری خود را در قرآن در این باره یاد آور می شود:« إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ...»(توبه/40) . اگراو را(پیامبر)یاری نکنید،قطعا خدا او را یاری خواهد کرد؛ هنگامی که کسانی کفر ورزیدند او را از مکه بیرون کردند و او نفر دوم از دوتن بود. در کلمه« أَخْرَجَهُ»ضمیر مفرد به کار رفته و اخراج تنها به پیامبر(ص) نسبت داده می شود.از این دانسته می شود که تنها پیامبر تحت تعقیب بودند. «إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا...»(همان). وقتی پیامبر به همراه خود می گفت: اندوه مدارکه خدا با ماست .آیاخدا بر پیامبر(ص)آرامش نازل کرد یا بر همراه اوکه ترسیده بود؟در ادامه آیه می فرماید:« وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا...»(همان) . واو را با سپاهیانی که آنها را نمی دیدند تآیید کرد.مسلما این آیه خطاب به پیامبر(ص) است و وقتی « فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ...»(همان) . بین دو جمله قرارگرفت که خطاب به پیامبر(ص)بود، معلوم می شود که نزول آرامش به خود پیامبر(ص)متوجه است نه کسی همراه پیامبر بود.

آیا میدانیدکه:در قبا پیامبر(ص)جریان حمله مشرکان به منزل خود و آرمیدن علی(ع)را در بسترشان بازگو کردند و فرمودند:خداوند به جبرائیل ومیکائیل وحی فرستاد که من بین شما دو نفربرادری قرار دادم وعمر یکی از شما دو نفر، طولانی تر از دیگری است. کدام یک شما برادر خود را بر خود مقدم می دارد؟هر دو طول زندگی را انتخاب کردند.وحی فرستاد که چرا شما مثل علی (ع) نبودید. من بین او ومحمد(ص)عقد برادری بستم،در جای پیامبر خوابید وجان خود را برای فدا نمودن آماده ساخت و اورا بر خود مقدم داشت. فرد آیید و اورا از دست دشمنان حفظ کنید.هر دو فرود آمدند.جبرادیل نزد سر حضرت علی(ع)و میکائیل نزد پای ایشان نشستند. جبرائیل گفت:مبارک باد، کیست مانند تو ای علی که خداوند که علی(ع) بر فراش من آرمیده بودند. (الامالی شیخ طوسی،ص469؛بحار الانوار،ج19/ص115).

آیا می دانیدکه:انتظار پیامبر(ص)بعد از هجرت از مکه به مدینه در منطقه قبا برای ملحق شدن علی بن ابیطالب (ع)به ایشان ۱۲ روز طول کشید.

آیا می دانیدکه:یکی از دلایلی که علی(ع) در سقیفه بنی ساعده حضور نمی یابد ،]ن است که امکان موفقیت برای ایشان وجود نداشت.وقتی سعدبن عباده که هوادارانش او رزا به سقیفه آوردند تا با او بیعت کنند، در انتهای مجلس و در مرکز انصار و در جمع یاران وقبیله خود زیر دست وپا می رود ونزدیک بود کشته شود، به طورقطع، نه تنها امکان موفقیت برای حضرت امیر نبود،بلکه احتمال به خطر افتادن کیان امامت نیز وجود داشت؛ زیرا حضرت به اندازه سعدبن عباده یاور نداشت. چنانچه امام صادق(ع) می فرمایند: «ارتد الناس بعد النبی(ص) الا ثلاثه » مردم بعد از ارتحال پیامبر(ص) مرتد شدند،مگر سه نفر:سلمان،مقداد وابوذر.(  الکافی،ج2/ص244؛ مهار انحراف/ص79).

آیا می دانید که : فداکاریها ورشادتهای علی(ع) درمبارزات صدر اسلام او را درآن زمان به یک چهره تأثیر گذار در معادلات سیاسی و نظامی بدل کرد.اما در گذر زمان،این چهره مثبت علی(ع)که ناشی قهرمانیهای او درمبارزات صدر اسلام بود،به یک عامل منفی بر ضد ایشان تبدیل شد؛چرا که گذشت زمان،غبار فراموشی بر آن شرایط بحرانی نشست وتنها خاطره تلخ قتلها به یاد ماند واز آنجا که معمولا مقتولان از بستگان مسلمانان مهاجر بودند، این خاطره تلخ به کینه ای تبدیل شد که پس از پیامبر(ص) و در هنگام بازی انتخاباتی خود را نشان داد.

آیا می دانیدکه : ابو بكر در موارد متعدد، بالای منبر و در حضور تعداد زیادی از مسلمانان گفت:« اقیلونی، اقیلونی و لست بخیر منكم و علی فیكم» «مرا رها كنید، مرا رها كنید، كه من بهترین شما نیستم در حالی كه علی در میان شماست».( نقل از سید جواد مهری در مقدمه كتاب«آنگاه هدایت شدم»تألیف دكتر سید محمد تیجانی سماوی ص 2 به نقل از: ابان السمان در الموافقه، ص 137، و ابن حجر در الصواعق المحرقه، ص 126 و ابن مغازلی شافعی در مناقب علی علیه السلام ص. 119)

آیا می دانید که : حدیث خصف النعل در فضیلت چه کسی است؟ روزى پیامبر اکرم (ص) مشرکان قریش را مخاطب ساخت و فرمود: «لَتَنْتَهَنَّ اَوْ لَیَبْعَثَنَّ اللهُ عَلَیْکُمْ مَنْ یَضْرِبُ رِقابَکُمْ بِالْسَّیْفِ عَلَى الدّینِ قَدِ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ عَلَى الاِْیمانِ»; (یا از عقاید و کارهاى خلاف خود دست بردارید یا خداوند کسى را برمى انگیزد که با شمشیر، به خاطر دفاع از اسلام، گردن شما را مى زند; کسى که خداوند قلب او را بر ایمان آزموده و مملوّ از ایمان به خودش ساخته است).
حاضران سؤال کردند: «آن شخص کیست؟». ابوبکر پرسید: «آن شخص کیست؟». عُمر پرسید: «آن شخص کیست؟»پیامبر(ص)فرمود: «هُوَ خاصِفُ النَّعْلِ»; (او کسى است که مشغول وصله کردن کفش است). این در حالى بود که پیامبر(ص) نعلین خود را به على(ع)داده بود تا آن را وصله کند....(صحیح ترمذى، ج 5/ ص 634) 

آیا می دانید که :عمرگفته بود اگر یکی ازسه خصلت علی(ع)را می داشتم از شتر سرخ مو برایم بهتر بود.1-دامادی پیامبر(ص)2-بسته شدن درب خانه ها به مسجد مگر درب خانه علی (ع) 3-اعطای پرچم در روز خیبر به علی(ع).(الغدیر،ج3/ص204)

آیا می دانید که : ابن ابی الحدید جریان مفصلی از یك ملاقات و گفتگویی كه میان ابن عباس و عمر (بن خطاب) واقع گردیده است نقل می كند كه در ضمن آن گفتگو و مصاحبه، خود عمر بدین حقیقت اعتراف كرده و می گوید: «آری رسول خدا خواست كه در حال بیماری، به نام علی تصریح كند (و بنویسد) ولی من از این كار مانع گردیدم».«و لقداراد ان یصرح باسمه فمنعت من ذلك» ابن ابی الحدید سپس می گوید: این جریان را احمد بن ابی طاهر، مؤلف تاریخ بغداد در كتاب خود با اسنادش نقل نموده است. («سیری در صحیحین»تألیف محمد صادق نجمی، ج 2، ص 273، (به نقل از شرح نهج البلاغه، ج 12، ص 21 و مشابه آن در ص 78. ) البته حدیث منع عمر، از این وصیت از مسلمات بین شیعه و سنی است كه بخاری در صحیح خود و احمد در مسند و ابن حجر در صواعق و دیگران آن را نقل كرده اند.) 

 آیا می دانید که ::وقتی علی(ع) درغزوه اح«سیری در صحیحین»تألیف محمد صادق نجمی، ج 2، ص 273، زاب برای مبارزه با عمرو به میدان رفت پیامبر(ص)فرمودند:«برزالایمان کله علی الکفر کله» (همه اسلام در برابر همه کفر قرار گرفته است) و وقتی با یک ضربه پهلوان دشمن را از پای در آورد،پیامبر(ص) در عظمت آن فرمودند:«ضربت علی فی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین»(ضربت علی(ع)در روز خندق با فضیلت تر از عبادت انس و جن است).(الغدیر،ج7/206و2012)

آیا می دانید که : ابن ابي الحديد از علماي برجسته اهل سنت و شارح نهج‏البلاغه در رابطه با مسأله فدك مطلبي دارد كه شنيدني است؛ او مي‏گويد: «از استادم علي بن فارقي كه از استادان مدرسه عربيه در بغداد بود پرسيدم: به نظر شما آيا فاطمه در مورد ادعاي خود نسبت به فدك راست مي‏گفت؟ گفت: آري، راست مي‏گفت، پرسيدم: پس چرا ابوبكر فدك را به فاطمه بازنگردانيد؟ پرسش مرا با كلام لطيفي پاسخ داد؛ گفت: اگر آن روز ابوبكر فدك را به فاطمه برگردانده بود، فردا فاطمه مي‏آمد و مدعي خلافت مي‏شود و ابوبكر نيز در رد ادعاي آن عذري نداشت، زيرا صداقت فاطمه را نسبت به فدك بدون شاهد و دليل پذيرفته بود.(شرح نهج ‏البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 4، ص 80.)

آیا می دانید که :دریکی از روزهای بعد ازارتحال پیامبر(ص) فاطمه زهرا(س)امام علی (ع) را به قیام تحریض می نمود ، صدای مؤذن بلند شدکه می گفت: « اشهد ان محمدا رسول الله» امام فرمودند: آیا دوست داری که این ندا در زمین به گوش نرسد؟ فاطمه (س)گفت نه. امام فرمودند همین معنی را در نظر دارم..(شرح نهج ‏البلاغه، ابن ابي الحديد:ج۱۱/ص۱۱۳)

آیا می دانید:وجود فدک در دست خاندان پیامبر اکرم (ص) با این سابقۀ تاریخی سبب می شد که مردم، سایر آثار پیامبر (ص) مخصوصا مساله خلافت و جانشینی آن حضرت را نیز در این خاندان جستجو کنند، و این مطلبی بود که دستگاه خلافت آن را تحمل نمی کرد، و از سوی دیگر این مساله از نظر اقتصادی نیز مهم بود و بر جنبه سیاسی آن هم تاثیر می گذاشت، زیرا اگر علی (ع) و خاندان ایشان در مضیقۀ اقتصادی قرار می گرفتند توان سیاسی آنها به همان نسبت تحلیل می رفت، و به عبارت دیگر وجود فدک در دست آنان امکاناتی در اختیارشان قرار می داد که می توانست پشتوانه مساله امامت باشد، همانگونه که اموال حضرت خدیجه(س)پشتوانه ای برای پیشرفت اسلام در آغاز نبوت پیامبر اسلام (ص) بود.

آیا می دانید که : معاويه پس از شهادت امام حسن فدك را سه قسمت كرد، يك سوم آن را به مروان، يك سوم را به فرزند عمر و فرزند عثمان و يك سوم آن را به يزيد واگذارد.(شرح نهج‏البلاغه، ابن ابي الحديد، ج 4، ص ۱۹۵)

آیا می دانید که : رسول خدا(ص) فرمود : «اول شخص يدخل الجنة ، فاطمه » " فاطمه(س) نخستين کسي است که به بهشت وارد ميشود .

آیا می دانید که : زبیر بن عوام بخاطر پسرش عبدالله ومحمدبن طلحه بخاطر پدرش در جنگ جمل بر علیه علی(ع) شرکت کردند. (الجملصص۳۹۱-۳۹۴)

آیا می دانید: إبن أبی‌الحديد، داشمند معروف اهل تسنّن می‌گويد: "عجبا و شگفتا از مردمی كه به خاطر وجود "عمّار ياسر"، در حقانيت كار خود شك می‌كنند؛ ولی در مورد وجود حضرت علی(ع) شك نمی‌كنند؟! و استدلال می‌كنند كه حق با سپاه عراق است، زيرا عمّار در ميان آن‌هاست؛ ولی توجه و اعتنايی ندارند كه حضرت علی (ع) در ميان سپاه عراق است. از اين سخن كه پيامبر(ص) در شأن عمّار فرمود: "گروه ستمگر تو را می‌كشند" واهمه می‌كنند؛ ولی از آن همه سخن كه پيامبر(ص) در شأن علی (ع) فرموده، واهمه ندارند. مگر نه اين است كه پيامبر در شأن علی (ع)فرمود: "اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ؛ خدايا دوست بدار كسی كه علی (ع) را دوست دارد و دشمن بدار كسی كه علی (ع) را دشمن دارد!" و نيز فرمود: "لا يُحِبُّكَ اِلّا مُؤْمِنٌ و لا يُبغِضُكَ اِلّا المُنافِقُ؛ دوست ندارد تو را مگر مؤمن و دشمن ندارد تو را مگر منافق." اين شيوه، بيانگر آن است كه قريش از نخست تصميم گرفتند كه فضائل علی (ع) پوشيده بماند، تا به طور كلی فراموش گرددبه گونه ای که آن بزرگوار و فضایل و مناقبش برای جامعه اسلامی آن روز بجز برای افراد اندکی  ناشناخته بود .(ترجمان حیات امام علی صص۴۵۹-۴۵۰)