نکوهش بنی‌امیه در قرآن  و روایات:
در قرآن کریم آیات متعددی است که «بنی‌امیه» را مذمت و نکوهش می‌کند و این معنا در کتب تفسیر از باب بیان سبب نزول یا تأویل و تطبیق بر مصداق، انعکاس یافته است.این آیات با توجه به روایات ذیل آنها بدین شرح است:
1. سوره هود، آیه 17:« أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ»"آیا کسی که از ناحیه پروردگارش برهانی چون نور روشن دارد و به دنبال آن نور شاهدی هم از سوی او پیرو آن است و پیش از او کتاب موسی که پیشوا و رحمت بود (دروغ می‌بافد؟) آنان (حق‌طلبان و حقیقت‌جویان) به او ایمان می آورند و هر کس از گروه‌های مختلف به او کافر شود، آتش وعده‌گاه اوست".
ابن جوزی می‌گوید: «منظور از احزاب، کفاری هستند که در برابر رسول خدا(ص) و برای دشمنی با او صف‌آرایی کردند. منظور از این افراد چه کسانی هستند؟ چهار قول وجود دارد: یهود و نصاراست (به نقل از قتاده)؛ یهود و نصارا و مجوس است(به نقل از ابن زید)؛ بنی امیه و بنی مغیره و آل ابی طلحة بن عبد العزی است(به نقل از مقاتل)؛ کفار قریش است (به نقل از ماوردی)».(1)
2. سوره ابراهیم، آیه 28:«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ»"آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفر تغییر دادند و قوم خویش را به سرای نیستی و نابودی کشاندند؟"
طبری(2) و برخی دیگر از مفسران اهل سنت روایتی را از عمر بن خطاب ذیل این آیه شریفه نقل کرده‌اند که گفت:«منظور دو فامیل از قریش است که فاجرترین فامیل ها بودند: بنی‌مغیره و بنی امیه. اما بنی‌مغیره که خدا شرّ آنان را روز جنگ بدر از شما کوتاه کرد و اما بنی‌امیه چند روزی به ایشان مهلت داده‌اند».(3)
3. سوره اسراء آیه 60:« وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا »"و (به یاد آور) وقتی را که به تو گفتیم: پروردگارت بر مردم احاطه دارد و ما آن رؤیایی که به تو نشان دادیم و (همچنین) آن درخت لعن شده در قرآن را جز برای آزمایش مردم قرار ندادیم و ایشان را می ترسانیم، ولی جز بر طغیان بیشتر آنها نمی‌افزاید".
اینکه منظور از رؤیا و شجره ملعونه چیست؟ میان مفسران بحث و اختلاف هست. طبری می‌گوید:«مفسران در مورد این آیه اختلاف نظر دارند. برخی می‌گویند:این رؤیا در بیداری بود که در شب معراج پیامبر(ص) از مکه به بیت المقدس اتفاق افتاد... . برخی دیگر معتقدند: آن رؤیا خوابی بود که پیامبر(ص) دید و آن، ورود آن حضرت همراه اصحاب به مکه بود.این رؤیا زمانی بود که هنوز رسول خدا(ص) در مدینه حضور داشت.گروه سومی می‌گویند: منظور خوابی است که پیامبر(ص) دید و آن، این بود که بنی فلان مانند میمون از منبرش بالا و پایین می‌روند. با دیدن این رؤیا، ایشان تا زمان وفاتش خندان دیده نشد».(4)
ابوحیان اندلسی به جای بنی فلان، بنی امیه می گوید و سپس درباره مراد از شجره ملعونه می نویسد: «برخی گفته‌اند منظور بنی‌امیه است، تا آنجا که تعبیر بعضی از مفسران درباره بنی‌امیه فقط شجره ملعونه بوده است، آن هم به خاطر کارهای زشتی که از آنان صادر شد؛ مانند: مباح شمردن خون افراد بی گناه، گرفتن اموال مردم بدون دلیل شرعی و تغییر دادن احکام و قواعد دین».(5)
ابن جوزی نیز پس از نقل روایتی که مؤید قول سوم در بیان طبری است، می‌گوید:«اگر چه این صحیح نیست،اما عموم مفسران آن را نقل کرده‌‌اند».(۶)به هر حال، دودمانی که مانند یک درخت از یک ریشه منشعب شده، رشد کرده و به خاطر شرک و کفر و نفاقشان مورد لعن قرآن قرار گرفته‌اند، می‌توانند مصداق بارز «شجره ملعونه» باشند.
4.سوره قدر، آیه3:«لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ»"شب قدر از هزار ماه بهتر است". ثعلبی نیشابوری در تفسیر خود می‌نویسد: «مفسران در بیان حکمت عدد هزار در این آیه شریفه، اختلاف نظر دارند».(7) وی یکی از حکمت‌های مطرح شده را چنین توضیح می‌دهد: «شخصی نزد حسن بن علی(ع) آمد و گفت: آبروی مؤمنان را بردی و با این مرد؛ یعنی معاویه بیعت کردی!» [امام] حسن(ع) فرمود: «مرا سرزنش نکن! رسول خدا(ص) در خواب دید که بنی امیه یکی پس از دیگری بر منبرش سخنرانی می‌کنند. این رؤیا، وی را بسیار اندوهناک ساخت تا اینکه سورۀ إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ( و ) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ نازل شد؛ یعنی لیلة القدر بهتر از هزار ماهی است که بنی امیه در آن حکومت می‌کنند».(8)
سیوطی نیز از طرق مختلف، عدد هزار را بر حکومت بنی امیه تطبیق کرده است.(9)

منابع:
1- زاد المسیر، ج4/ ص247.
2- جامع البیان، ج13/ ص287 .
3- زاد المسیر، ج4/ ص265؛ الجامع لاحکام القرآن، ج9/ ص364.
4- جامع البیان، ج15/ ص76و77.
5- البحر المحیط، ج7/ ص74 و 76.
6- زاد المسیر، ج3، ص35.
7- الکشف و البیان، ج1، ص257.
8- همان.
9- الدر المنثور،ج6،ص371.