فصل هفتم

دلايل توجه مسلمانان به ترجمه

             بى ترديد عوامل بسيارى مسلمانان را به ترجمه كتاب ها و متون كهن علمى ترغيب و تشويق نمود كه در يك دسته بندى كلى مى توان، آن ها را به دو بخش عوامل درونى و عوامل بيرونى تقسيم نمود:

 

 الف - عوامل درونى:

1. تاكيد قرآن به علم، دانش، خرد و خردورزى: بى شك از مهم ترين عوامل درونى، توصيه هاى قرآن كريم به عنوان كلام الهى به علم و دانش بود.

2. توصيه هاى مؤكد پيامبر(ص) مبنى بر كسب علم و علم اندوزى حتى از كافران يا از دورترين مكان ها، مى توانست در تشويق مسلمانان مؤثر باشد. برخى احاديث نيز حكايت از اين دارد كه علم و دانش از گمشده هاى مؤمن است كه مى بايست در يافتن آن تلاش زيادى نمايد. همه اين موارد، مسلمانان را در انجام سفرهاى دور و دراز و حتى تسامح و تساهل علمى ترغيب مى نمود.

3. در جريان رفت و آمدهاى تجارى و حتى علمى به نواحى دور دست چون مصر، يمن و جندى شاپور كه سابقه اى طولانى در علم و معرفت داشتند، مسلمانان متوجه ضعف علمى خود در مقابل ساير ملل متمدن شده بودند.

4. عدول از روحيه بدوى گرى و بيابان گردى و روى آورى به زندگى شهرى (گذر از زندگى وبرى و ورود به حيات حضرى): حيات شهرى در قدم اول نيازمند برخى علوم و معارف اسلامى است كه از طريق آموزش قابل يادگيرى است.

5. نياز خلفا به علومى چون پزشكى، براى گريز از درد و رنج بيمارى.  

. حضور انديشمندان با گرايش هاى مذهبى و مليت هاى مختلف در دربار عباسيان، به واسطه تسامح و تساهل فرهنگى و مذهبى خلفا و وزراى آن ها.

7.حضورفعال نخبگان علم دوست ايرانى بويژه دانشمندان اهل مرو دردربارعباسيان

. اعتقاد خلفا به تنجيم، طالع بينى، و علاقه آنان به حالت هاى كواكب و ميزان تاثير آن ها بر زندگى و سرنوشت.

7. رسيدگى به دفاتر مالياتى، گرداندن امور مالى حكومت، مساحى مناطق تحت سلطه حكومت اسلامى و اخذ خراج و جزيه، نياز خلفا به علومى چون رياضى، حساب و هندسه را مسلم مى كرد.

8. تحقق برنامه هاى اقتصادى و افزايش رفاه عمومى به همراه توسعه و آبادانى، ساختن كاريز، قنات، سد، راه و ساير امكانات، به نوعى گردانندگان حكومت را متوجه علومى چون هندسه و حساب مى نمود.

9. سياست مذهبى خلفا، بويژه اعطاى نوعى آزاد انديشى و شايد سهل گيرى در ارتباط با اهل ذمه، حضور انديشمندان ساير مذاهب را در دربار خلافت اسلامى به دنبال داشت، كه اين مساله رهايى مسلمانان از قيود تقليد و جهل كوركورانه و تعصبات نابجا را دربر داشت. به عبارتى ديگر، اين امر وزيران شيعى و سنى، مشاوران صابئى و يهودى و نصرانى، و انديشمندان يعقوبى و زرتشتى و هندى را كنار يكديگر قرار داد، بدون اين كه در پوستين هم افتند. همين امر موجب شد تا حركت علمى، سرعت و نشاطى وصف ناپذير يابد.

10. سياست گشاده دستى و بخشندگى خلفا در پرداخت هدايا و مقررى هاى بسيار.  

11. تكريم دانشمندان، محققان، اديبان و مبالغه در بزرگداشت آنان به همراه مجالست نزديك با آن ها، موجبات مهاجرت و ماندگارى آنان را در دربار خلافت و بيت الحكمه فراهم كرده بود.

12. فراغ خاطر و آسودگى اهل علم در نتيجه رفاه نسبى، نشاط هرچه بيشتر جريان نهضت علمى را در پى داشت.

13. تقويت فرق گذشته و ظهور نحله هاى جديد، بويژه اوج فعاليت فرقه معتزله و گرايش خلفا به آن در اين عصر، به گرم تر شدن مجالس مناظرات علمى و يا ترجمه كتاب هاى حكمت و فلسفه انجاميد.

14. برپايى مجالس سخنرانى و مناظرات علمى در عين آزادى كلام و انديشه.  

 

 ب - عوامل بيرونى:

1. فتوحات اسلامى و رويارويى مسلمانان با تمدن هاى مختلف.

2.انتقال مركز خلافت از شام به بغداد و تاثير عظيم فرهنگ ايرانى بر دربار خلافت اسلامى.  

3. نزديكى بغداد به دارالعلم جندى شاپور و انتقال بسيارى از علوم و شارحان و دانشمندان آن به بغداد. 4. ارتباط تنگاتنگ رونق اقتصادى، رفاه اجتماعى، آرامش سياسى با علم اندوزى و توجه به معارف جديد. در پى تحقق شرايط مطلوب حيات اجتماعى در عصر اول خلافت عباسيان، توجه به علم نيز افزايش يافت.

5. مهاجرت اهل ذمه به پايتخت خلافت اسلامى و انتقال علوم و معارف سرزمين هاى متبوع، به آن جا; چنان كه آورده اند: كسانى كه علوم عقلى و نقلى را وارد اسلام نمودند بيشتر عجم بودند.