مقدمه

پس از آنکه اوج دوران فتوح فروکش کرد وقلمرو حکومت اسلامی ثبات یافت . و مسلمانان از تدوین اساسی علوم اسلامی فراغتی نسبی یافتند در پرتو اهتمام و سیاستهای تشویقی برخی از خلفای عباسی با استفاده از ثروتهای کلان بیت المال توجه جامعه مسلمانان رفته رفته بسوی علوم و صنایعی جلب شد که عمدتا در اختیار تمدنهای غیر مسلمان قرار داشت.

منبع اصلی این توجه آیات قرآن و احادیث بسیاری بود که مومنان را به کسب علم و فن ترغیب می کرد . آنچه بیش از همه در فراهم آوردن شرایط این حرکت اهمیت داشت فتوح مسلمانان و بویژه استیلای آنها بر سراسر قلمرود ساسانیان و بخشهایی از امپراتوری روم شرقی بود . این سرزمینها هر یک فرهنگ و تمدنی دیر پا داشتند ، افزون بر آنکه ، دو هزاره قبل از این ، با لشکرکشی اسکندر مقدونی ، کم و بیش یونانی مابی نیز در میانشان رسوخ کرده بود .

در مدت کوتاهی ، اشتیاق و فعالیت حکام ، اندیشمندان و دوستداران دانش در جهان اسلام چنان بالا گرفت . که بعدها آن دوره را « عصر نهضت ترجمه » نام نهادند. این نهضت اگر چه در عصر بنی امیه آغاز شد . تاثیر اصلی خود را در عصر بنی عباس بر جای گذاشت . بیشتر مطالب ترجمه شده در عهد بنی امیه ، اسناد اداری ، دیوانی و سیاسی و بازرگانی بود که به اقتضا و ضرورت ارتباط بین حکام جدید و اتباع غیر عرب ترجمه شد و حتی ستونی که می توان آنها را فرهنگی نامید نیز بضرورت نظامی یا اداری ترجمه شده بود . نهضت ترجمه آگاهانه ای که آثار تاریخی و اجتماعی و فرهنگی  عمیق ودامنه داری از خود بر جای گذاشت . با ظهور نخستین خلفای عباسی آغاز شد .

این نهضت علمی بیش از دو سده تداوم یافت ، به ویژه از زمان حکومت منصور دومین خلیفه عباسی اقدامات مهمی در زمینه ترجمه علوم بیگانگان صورت گرفت . در این دوره ، نخستین ترجمه ها از فارسی به عربی بود . طی دوره های بعد ، ترجمان اسلامی در فنون ترجمه منجر تبحر بیشتری یافتند و آثاری از زبانهای سریانی و یونانی به عربی ترجمه کردند .

فصل اول

دوره هایی که نهضت ترجمه از سرگذرانده است

نهضت ترجمه در شرف اسلامی درخلال چهار قرن خود – از آغاز قرن اول تا نیمه قرن چهارم هجری – مراحل مختلفی از نضج و کمال را پیموده است . ترجمه دو قرن نخست با ترجمه دو قرن بعدی متفاوت است .

این تفاوت به اسبابی چند مرتبط است که باید از فرهنگ مترجم ، میزان شناخت او از موضوعی که ترجمه می کند مهارتش در زبانهایی که از آن یا به آن ترجمه می کند . یاد کرد .

برای آنکه به خوبی برحقیقت نهضت ترجمه در گذر تاریخ آشنا شویم ، ناگزیر باید آنرا در ضمن مراحل زمانه ای قرار دهیم که از آغاز تا پایان عصر ترجمه را در بر می گیرد .

پژوهشگران جدید دو تقسیم دوره هایی که بر نهضت ترجمه گذاشته است ، اختلاف نظر دارند .

برخی از این پژوهشگران نهضت ترجمه را در 2 مرحله عمده عصر اموی و عصر عباسی قرار داده اند . پاره ای دیگر ترجمه را در سه عنصر مرحله پیش از هارون الرشید و مامون ، مرحله هارون و مامون و برمکیان و مرحله بعد از مامون برشمرده و در آن منحصر کرده اند . دسته ای دیگر مراحل قطور نهضت ترجمه را در سه دوره در عصر عباسی بدون اشاره به عصر اموی خلاصه کرده اند .

قطور نهضت ترجمه در چهاردوره عمده به شرح زیر تقسیم می شود.

1- ترجمه دو عصر اموی

2- ترجمه درزمان منصور و هارون عباسی

3- ترجمه دو عصر مامون

4- نهضت ترجمه بعد از مامون

1- ترجمه در عصر اموی

عصر اموی نمایشگر نخستین دوره از ادوار نهضت ترجمه است . در حقیقت عصر اموی برای اولین بار شاهد ظهورنهضت ترجمه از حیث تمدنی و فرهنگی در تاریخ اسلام است . 

به رغم اینکه ترجمه در این عصر چون با قرون بعدی سنجیده شود از حیث محتوا ابتدایی و ضعیف است . ولی حقاً باید گفت که این عصر برای نهضت ترجمه عموماً مانند سنگ بنا بود .کما اینکه این عصر نقطه شروع این نهضت در شرق و غرب جهان اسلام محسوب می گردد .

استاد ژوزف هاشم درباره ترجمه در این دوره گفته است « ... نهضت ترجمه در این عصر منحصر به علوم طبیعی چون شیمی و طب بود و به هوزه علوم عقلی ، چون منطق ، روان شناسی و ماوراء الطبیعه وارد نشد ) .

عامل نیاز در این عصر تعیین کننده است . برای مثال ، مردم در عصر آغاز این نهضت به دانش پزشکی برای درمان خود بیش از فلسفه و منطق نیازمند بوده اند .

2- ترجمه در زمان منصور و هارون عباسی :

قطورات فراوانی از حیث موضوعات ترجمه ، تعداد مترجمان و فرهنگشان و مجموع ترجمه ها در این عصر در نهضت ترجمه پدید آمد . پشتیبانی مادی و ............ متولیان نسبت به مترجمان را نیز باید بر این قطور افزود .

ترجمه در عصر منصور ، در مقایسه با ترجمه در عصر هارون ابتدایی است . در عصر هارون ، ترجمه به درجه ای رسیدکه از مرتبه پیش از خود درگذشت . درباره این عصر اولیری می گوید « ترجمه در این عصر با مترجمان و آثار فراوان ترجمه شده که بیشترشان از مسیحیان و یهود و راهیافتگان به اسلام از ادیان دیگر بودند . نفع گرفت ).

3- ترجمه در عصر مامون :

در این دوره ترجمه به آخرین مرحله از رشد و پختگی خود رسید . بلکه می توان گفت به حدی از کمال دست یافت که در چهار قرن تاریخ خود بدان نایل نشد . مامون در باب عنایت و تولیت امر نهضت ترجمه ، گوی سبقت را از جمیع خلیفگان عباسی ربود. اینکار خود باعث بلوغ این نهضت گردید . در واقع این مرحله از تاریخ نهضت ترجمه ، نقطه تحول در تاریخ این نهضت است . به گونه ای که نظیر آنرا در طول سالیان عمر نهضت و در عرصه های مختلف نمی یابیم.

مجموعه آنچه در این عصر ترجمه شد معادل یا بیشتر ازهمه کتابهایی است که در طول نهضت ترجمه به انجام رسید .

اولیری درباره نهضت ترجمه در این عصر گفته است : « کار ترجمه در مدرسه ای که در این عصر در بغداد بنیاد نهاده شده متمرکز گردیده ، تلاشی چشمگیر به کار گرفته شد تا از موضوعات ضروری در مباحث فلسفی و علمی در اختیار علاقه مندان عربی دان قرار گیرد . » در این زمان ، مترجمان از اطراف عراق و شام و ایران وارد بغداد شدند .

در میان اینان نسطوریان ، یعقوبیان ، صائبیان ، رومیان ، بحوسیان و برهماییان بودند که از یونانی ، فارسی و هندی و جز آن به عربی ترجمه می کردند .

بازار کاغذ سازان وکتاب فروشان در بغداد رونق گرفت ، مجالس ادب و مناظره علمی رواج یافت و توجه مردم به تحقیق و مطالعه فزونی گرفت . این نهضت استمرار یافت و بیشتر کتابهای پیشینیان به عربی ترجمه شد .

4- نهضت ترجمه بعد از مامون :

دوره چهارم نهضت ترجمه دارای تفاوت بزرگی بود که اهمیت آن به دو جنبه کمی و کیفی مربوط می شد . طبعاً این امور ناشی از نوع توجه و اهتمام متولیان و مترجمان بود . جریان ترجمه بعد از مامون در دوره متعصم و واثق و حتی متوکل که پاره ای از شتاب عصر مامون را به آن بازگرداند – فروکش کرد .

باید گفت که نیمه اول قرن چهارم هجری مرحله جدیدی ازمراحل قطور نهضت ترجمه را به شکلهای مختلف به نمایش می گذارد .

با آغاز شتاب مجدد ترجمه در این عصر ، مترجمان شاخصی چون ثابت بن قرّه ، سنان بن ثابت بن قرّه . متی بن یونس ، یحیی بن عدی و ابن زرعه که جملگی از معروفترین مترجمان اند . سکاندار نهضت ترجمه در این عصر گردیدند .

در این عصر نیز چون گذشتند ، ترجمه های گوناگون در انواع علوم به عربی برگردانده شده . استاد عبدالحمید علوجی درباره بارزترین نشانه های ترجمه در این عصر می گوید :

زایش این دوره پس از تجربه و تلاشی طولانی در موضوعی بود که باید آنرا پزشکی عربی نام نهیم . شکی نیست که این دانش بر مجموعه نظریات علمی تالیفات طبیبان عرب به زبان عربی و آراء و نظریات طب قدیم ، خاصه یونانی ، اعتمادی اساسی کرده و از آن سود برده بود به همین سان از آزموده های فنی طب هندی و فارسی بهره گرفته بود .

 * از خلال آنچه بیان شد روشن می گرد که نظور این نهضت بر حسب ویژگیها وخصیصه های هر عصر از عصرهای دولت اسلامی متفاوت بود . اگر چه هدف نهضت در همه ادوار یکی بود وی با عنایت به میزان توجه دولتمردان و چهره های بارز حکومت اسلامی به آن ، دستاوردهای ان در همه عصرها یکسان نبود .


مراکز ترجمه :

می توانیم مراکز ترجمه را یکی از عوامل بنیادی که مسلمانان در نقل میراث التهابی که در آغاز تدوین و پیدایش تمدن خویش از آن بهره جسته اند ، به شمار آوریم .

به رغم تعدد این مراکز و اختلافی که از حیث اهمیت علمی در انتقال علوم با یکدیگر داشته اند ، در مجموع بطور مستقیم تاثیر چشمگیر و مستقیمی درشکوفایی و رشد نهضت ترجمه داشته اند . این مراکز با تقدیم مترجمان نامدار و گاه حامیان مشهور در شکوفا کردن نهضت ، سهمی عمده بر دوش کشیده اند .

این مراکز عبارتند از :

1- مدرسه اسکندریه

2- مدرسه افطاکیه

3- مدرسه حران

4- مدرسه نصیبین

5- مدرسه رُها

6- مدرسه جندی شاپور

7- بیت الحکمه بغداد

1- مدرسه اسکندریه :

این مدرسه ، در برپایی نهضت ترجمه تاثیری مهم داشته است . طلیعه این اثر بارز بطور ویژه در آغاز نهضت در عصر اموی پدیدار می شود . آنچه در عصر اموی در باب ترجمه رخ داد ، نقش عمده آن به عهده این مدرسه بوده است .

اسکندریه در این عصر نقطه توجه دانشمندان از سرزمینهای دور بود. این شهرمرکز اندیشه بود و این اندیشه از آن به سایر سرزمینهای شرقی منتشر می شد .

اگر چه مدرسه اسکندریه در بیداری نهضت علمی در عصر اموی نقشی داشتند ولی هیچ اثری از آن در نهضت ترجمه عصر عباسیان نمی بینیم که سبب اصلی آن اعتماد خلفای عباسی به مدرسه های جدید و نزدیک تر از اسکندریه مثل حران و جندی شاپور بود .

از دانش هایی که در مدرسه اسکندریه رواج داشت و این مدرسه به آن ممتاز می نمود . فلسفه پزشکی و کیمیا بود .

فلسفه یونانی از طریق مدرسه اسکندریه واردفلسلفه مسلمانان شد و در اقوال و آثار بسیاری از رهبران فکری فرقه های اسلامی مثل ، .......... راه یافت . بی شک  ، اسکندریه با استمداد از دانش مندان مصری ویونانی رقیب آتن گردید و حلقه اتصال بین تمدن شرق و غرب شد .

مسلمانان از طریق مدرسه اسکندریه ، با مشهورترین دانشمندان یونان و تالیفات مشهورتان آشنا شدند و این امر ، اساس آشنایی آنان با نهضت علمی جدید گردید.


2- مدرسه انطاکیه :

مدرسه اسکندریه به مدرسه انطاکیه که حلقه نخستین انتقال آموزش اسکندریه به حساب می آمد منتقل شد . بنابراین مدرسه انطاکیه ا زمحل های جدید آموزش مدرسه اسکندریه شد ور در شکوفایی تمدن جدید تاثیر گذار گردید . این شهر توانست ، بیشتر نیازهای مسلمانان و از جمله نویسندگان را که در این زمان برای تحصیل مصنفات یونیان ، مناطق مختلف جهان را در می نوردیدند تامین کند .

آموزش علوم از این مدرسه به مرکز بحث ودرس دیگری منتقل گردید که از مراکز رشد تمدنی و فرهنگی جدید یونان به حساب می آمد ، این مرکز همان وطن صائبان یا مدینه حران بود .

3- مدرسه حران

مدرسه حران دومین و آخرین حلقه انتقال آموزش پس از مدرسه انطاکیه است . خران در تاریخ تمدن اسلامی شهر مهمی به شمار می آید ، از این شهر مشاهیر پزشکان ، ریاضیات و نجوم برخاسته اند، برخی از مترجمان که در میدان ترجمه در قرن سوم و چهارم از همگان گوی سبقت ربوده اند از این شهود برآمده اند .

شهر حران در رشد و شکوفاکردن تمدن اسلامی سهمی چشم گیر داشت و به دلیل ترجمه آثار یونانی رایج در این شهر توسط تربیت یافتگان این مدرسه ، از موقعیت قابل تحسینی در میان حامیان نهضت ترجمه برخوردار است . مترجمان این مدرسه در مهارت و تعبیر درست متاز و معروفند .

4- مدرسه نصیبین :

مدرسه نصیبین یکی از مدارسی است که در خلال فعالیتی که گروه مبلغان آن برای اشاعه آرا و اندیشه هایشان آغاز کردند ، به نشر فرهنگ فلسفی یونانی کمک فراونی کرد .این مدرسه پس از چندی تعطیل شد تا تعلیم را به مدرسه دیگری که بر بنیاد فکری .............

پی ریزی شده بود انتقال دهد . این مدرسه رها نام داشت و دیری نگذشت که این مدرسه نیز تعطیل شد و امر آموزش دوباره به همان مدرسه ی او ، یعنی نصیبین منتقل شد . باید گفت که استادان مدرسه نصیبین ، با ترجمه کتابهای فلسفی برای دفاع و ترویج مذهباشن ، غیر مستقیم به تمدن اسلامی خدمت کردند . زیرا مسلمانان از خلال این آثار مترجم بود که با میراث یونان آشنا شدند . پس این مدرسه را منبع دیگری ازمنابع میراث یونانی برای تمدن اسلامی به شمار آورد .

5- مدرسه رُها

6- مدرسه جندی شاپور ( گندی شاپور ) :

این مدرسه را خسرو انوشیروان (531-578م ) در شهر جندی شاپور بنا کرد . این مدرسه به نام همین شهر محل تاسیس ، نام گذاری گردید . این مدرسه نیز از مراکز عمده ای است که درشکوفایی نهضت ترجمه در عصر عباسیان سهمی در خود ذکر داشته است .از این مدرسه ایرانی بعضی از پزشکان که در ترجمه شهرتی تمام یافته اند ، دانش آموخته و برآمده اند . مدرسه جندی شاپور ، یکی از راههای انتقال علوم یونانی به جهان اسلام بوده است . این مدرسه یکی از تکیه گاههای مهمی است که تمدن اسلامی در عصر رشد و بالندگی به آن اعتماد کرده است .

7- بیت الحکمه بغداد :

یکی از اسباب ظهور بیت الحکمه پیشرفت کار ترجمه وشکوفایی این نهضت بود تحولی که این نهضت عظیم در امور مختلف متعلق به خود بر جای نهاد ، چنین مرکزی را که بتواند پاسخگوی تمام اهدافی باشد که نوعی می یابد به نهضت ترجمه ، خدمت رسانی کنند ، پدید آورد . در حقیقت ، بیت الحکمه ، در آغاز تاسیس ، مرکزی از مراکز ترجمه ای بودکه می بایست متناسب با شرایط ، امکانات لازم را در اختیار نهضت قرار دهد.

بیت الحکمه ، به تدریج توسعه یافت و بر تعداد کتابهایش ، که از آسیای صغیر و قسنطنیه تهیه می شد یا سریانیان از کلیساها و دیرهایتان در سرزمین شام تهیه می کردند ، افزوده شد و برجسته ترین و فصیح ترین دانشمندان ، مثل سهل بن هارون ، متولی بیت الحکمه گردیدند .

نام آورترین شخص در بیت الحکمه که این مرکز در عهدش ، رشد علمی عمومی و چشمگیری داشته و ترجمه بر به طور شکوفا شد ، پزشک و مترجم معروف ، حنین بن اسحاق عبادی است . حضور حنین در بیت الحکمه نقطه تحول این مرکز است در عصر ریاست او ، این مرکز از ویژگیهایی بهره بردکه در تاریخ تاسیس بی سابقه بوده است .در بیت الحکمه ، برجسته ترین دانشمندان ، پزشکان ، منجمان علمای علم الحیل ( مکانیک ) وصنعت ( تکنولوژی ) حضور داشتند . کتابهایی که در مباحث مختلف دانش ، فنون ، معارف و صنایع درکتابخانه بیت الحکمه بود ، ترجمه شد . بیت الحکمه، به هدف تسهیل راههای تحقیق ، مطالعه  ،تالیف و ترجمه برای علاقه مندان تاسیس شده بود . در آنجا زمینه برای مطالعه عموم مردم فراهم شده بود . هدف این بود که مردم با حقایق و نشر علوم و معارف ملتهای دیگر آشنا شوند و با این کار در حوزه های فکری و علمی پیشرفت کنند . در این مرکز ، مطالعه ، تحقیق و استنتاج آزاد بود . از ویژگیهای مهم این مرکز ، آزادی کامل در داخل آن بود .

اثری ازتعصب ناپسند و نکوهیده در آن دیده نمی شد و فیلسوفان با تمام صراحت و درکمال آزادی مناظره می کردند و کتابهایی که در مباحث گوناگون فکری نوشته شده بود در دکانهای وراقان در بغداد فروخته می شد و این درست در زمانی بود که اروپا در وادی جهل و تاریکی به سر می برد .

اینگونه به نظر می رسد که کتابخانه بیت الحکمه بر حسب زبان ، به بخشهای مختلفی تقسیم شده بود . بخشی مربوط به کتابهای فارسی ، بخشی مختص کتابهای یونانی و بخش خاص کتابهای سریانی بود و هر بخش تحت سرپرستی مسئولی قرار داشت . بی شک کتابخانه حکمت ( بیت الحکمه ) در بغداد ، از بزرگترین کتابخانه های جهان اسلام به شمار می رفت و کتابهای آن نتیجه تولید فرهنگهای شرقی و غربی گوناگون بود .

عصر مامون درخشان ترین دوران بیت الحکمه بود .این مرکز علمی  ،کسی را چون مامون نیافته که به این اندازه عنایت داشته باشد وپیوسته تحت حمایتش بدارد . اولین کم توجهی به بیت الحکمه ، پس از مامون در عصر خلافت معتصم که از حیث فرهنگی کم اطلاع بود آغاز شد .

در عصر متوکل پس از رکود زمان معتصم وواثق ، حرکت ترجمه دوباره فعال شد .

به رغم شرایط مختلفی که برای بیت الحکمه پیش آمد و خلفای پس از مامون گاهی به آن توجه کردند و گاهی ازکنارش گذشتند کار این مرکز علمی در جهت رسالت علمی ارزشمندی که بر دوش داشت استمرار یافت . کتابخانه بیت الحکمه بزرگترین مرکز ترجمه در طول عصر عباسیان بود که تا حمله مغول و اشغال بغداد به کارش ادامه داد . مستعصم آخرین خلیفه عباسی در حالی کشته شد که بزرگترین خزانه کتاب جهان آن روزگار نیز دستخوش ویرانی گردید .