دوره هایی که نهضت ترجمه از سرگذرانده است

          نهضت ترجمه در مشرق اسلامی درخلال چهار قرن خود– از آغاز قرن اول تا نیمه قرن چهارم هجری– مراحل مختلفی از نضج و کمال را پیموده است . ترجمه دو قرن نخست با ترجمه دو قرن بعدی متفاوت است .

این تفاوت به اسبابی چند مرتبط است که باید از فرهنگ مترجم ، میزان شناخت او از موضوعی که ترجمه می کند مهارتش در زبانهایی که از آن یا به آن ترجمه می کند . یاد کرد .

برای آنکه به خوبی برحقیقت نهضت ترجمه در گذر تاریخ آشنا شویم ، ناگزیر باید آنرا در ضمن مراحل زمانه ای قرار دهیم که از آغاز تا پایان عصر ترجمه را در بر می گیرد .

پژوهشگران جدید دو تقسیم دوره هایی که بر نهضت ترجمه گذاشته است ، اختلاف نظر دارند .

برخی از این پژوهشگران نهضت ترجمه را در 2 مرحله عمده عصر اموی و عصر عباسی قرار داده اند . پاره ای دیگر ترجمه را در سه عنصر مرحله پیش از هارون الرشید و مامون ، مرحله هارون و مامون و برمکیان و مرحله بعد از مامون برشمرده و در آن منحصر کرده اند . دسته ای دیگر مراحل قطور نهضت ترجمه را در سه دوره در عصر عباسی بدون اشاره به عصر اموی خلاصه کرده اند .

قطور نهضت ترجمه در چهاردوره عمده به شرح زیر تقسیم می شود.

1- ترجمه در عصر اموی

2- ترجمه درزمان منصور و هارون عباسی

3- ترجمه در عصر مامون

4- نهضت ترجمه بعد از مامون

1- ترجمه در عصر اموی

عصر اموی نمایشگر نخستین دوره از ادوار نهضت ترجمه است . در حقیقت عصر اموی برای اولین بار شاهد ظهورنهضت ترجمه از حیث تمدنی و فرهنگی در تاریخ اسلام است . 

به رغم اینکه ترجمه در این عصر چون با قرون بعدی سنجیده شود از حیث محتوا ابتدایی و ضعیف است . ولی حقاً باید گفت که این عصر برای نهضت ترجمه عموماً مانند سنگ بنا بود .کما اینکه این عصر نقطه شروع این نهضت در شرق و غرب جهان اسلام محسوب می گردد .

استاد ژوزف هاشم درباره ترجمه در این دوره گفته است « ... نهضت ترجمه در این عصر منحصر به علوم طبیعی چون شیمی و طب بود و به حوزه علوم عقلی ، چون منطق ، روان شناسی و ماوراء الطبیعه وارد نشد ) .

عامل نیاز در این عصر تعیین کننده است . برای مثال ، مردم در عصر آغاز این نهضت به دانش پزشکی برای درمان خود بیش از فلسفه و منطق نیازمند بوده اند .

2- ترجمه در زمان منصور و هارون عباسی :

قطورات فراوانی از حیث موضوعات ترجمه ، تعداد مترجمان و فرهنگشان و مجموع ترجمه ها در این عصر در نهضت ترجمه پدید آمد . پشتیبانی مادی و معنوي متولیان نسبت به مترجمان را نیز باید بر این قطور افزود .

ترجمه در عصر منصور ، در مقایسه با ترجمه در عصر هارون ابتدایی است . در عصر هارون ، ترجمه به درجه ای رسیدکه از مرتبه پیش از خود درگذشت . درباره این عصر اولیری می گوید « ترجمه در این عصر با مترجمان و آثار فراوان ترجمه شده که بیشترشان از مسیحیان و یهود و راهیافتگان به اسلام از ادیان دیگر بودند . نفع گرفت ).

3- ترجمه در عصر مامون :

در این دوره ترجمه به آخرین مرحله از رشد و پختگی خود رسید . بلکه می توان گفت به حدی از کمال دست یافت که در چهار قرن تاریخ خود بدان نایل نشد . مامون در باب عنایت و تولیت امر نهضت ترجمه ، گوی سبقت را از جمیع خلیفگان عباسی ربود. اینکار خود باعث بلوغ این نهضت گردید . در واقع این مرحله از تاریخ نهضت ترجمه ، نقطه تحول در تاریخ این نهضت است . به گونه ای که نظیر آنرا در طول سالیان عمر نهضت و در عرصه های مختلف نمی یابیم.

مجموعه آنچه در این عصر ترجمه شد معادل یا بیشتر ازهمه کتابهایی است که در طول نهضت ترجمه به انجام رسید .

اولیری درباره نهضت ترجمه در این عصر گفته است : « کار ترجمه در مدرسه ای که در این عصر در بغداد بنیاد نهاده شده متمرکز گردیده ، تلاشی چشمگیر به کار گرفته شد تا از موضوعات ضروری در مباحث فلسفی و علمی در اختیار علاقه مندان عربی دان قرار گیرد . » در این زمان ، مترجمان از اطراف عراق و شام و ایران وارد بغداد شدند .

در میان اینان نسطوریان ، یعقوبیان ، صائبیان ، رومیان ، مجوسیان و برهماییان بودند که از یونانی ، فارسی و هندی و جز آن به عربی ترجمه می کردند .

بازار کاغذ سازان وکتاب فروشان در بغداد رونق گرفت ، مجالس ادب و مناظره علمی رواج یافت و توجه مردم به تحقیق و مطالعه فزونی گرفت . این نهضت استمرار یافت و بیشتر کتابهای پیشینیان به عربی ترجمه شد .

دوره چهارم نهضت ترجمه دارای تفاوت بزرگی بود که اهمیت آن به دو جنبه کمی و کیفی مربوط می شد . طبعاً این امور ناشی از نوع توجه و اهتمام متولیان و مترجمان بود . جریان ترجمه بعد از مامون در دوره متعصم و واثق و حتی متوکل که پاره ای از شتاب عصر مامون را به آن بازگرداند – فروکش کرد .

باید گفت که نیمه اول قرن چهارم هجری مرحله جدیدی ازمراحل قطور نهضت ترجمه را به شکلهای مختلف به نمایش می گذارد .

با آغاز شتاب مجدد ترجمه در این عصر ، مترجمان شاخصی چون ثابت بن قرّه ، سنان بن ثابت بن قرّه . متی بن یونس ، یحیی بن عدی و ابن زرعه که جملگی از معروفترین مترجمان اند . سکاندار نهضت ترجمه در این عصر گردیدند .

در این عصر نیز چون گذشتند ، ترجمه های گوناگون در انواع علوم به عربی برگردانده شده . استاد عبدالحمید علوجی درباره بارزترین نشانه های ترجمه در این عصر می گوید :

زایش این دوره پس از تجربه و تلاشی طولانی در موضوعی بود که باید آنرا پزشکی عربی نام نهیم . شکی نیست که این دانش بر مجموعه نظریات علمی تالیفات طبیبان عرب به زبان عربی و آراء و نظریات طب قدیم ، خاصه یونانی ، اعتمادی اساسی کرده و از آن سود برده بود به همین سان از آزموده های فنی طب هندی و فارسی بهره گرفته بود .

 * از خلال آنچه بیان شد روشن می گرد که قطور این نهضت بر حسب ویژگیها وخصیصه های هر عصر از عصرهای دولت اسلامی متفاوت بود . اگر چه هدف نهضت در همه ادوار یکی بود وی با عنایت به میزان توجه دولتمردان و چهره های بارز حکومت اسلامی به آن ، دستاوردهای ان در همه عصرها یکسان نبود .